جنگ باید با تسلیم «نظام» به ملت ایران پایان پذیرد / دکتر حسن منصور

سرانجام، جنگی که هرگز بایسته نمی‌بود، رخ داد: پس از چهل و هفت سال نهیب «مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل»، اشغال سفارت و گروگانگیری، کشتار شهروندان غربی در جای جای جهان، تشکیل سپاهی به‌نام «قدس» برای فتح اسرائیل و صرف صدها میلیارد دلار از اموال ملت ایران برای تجهیز شش «ارتش» برون‌مرزی برای «محو اسرائیل از روی زمین». این ماجراجویی‌ها سبب‌ساز جنگ‌اند

سرانجام، جنگی که هرگز بایسته نمی‌بود، رخ داد: پس از چهل و هفت سال نهیب «مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل»، اشغال سفارت و گروگانگیری، کشتار شهروندان غربی در جای جای جهان، تشکیل سپاهی به‌نام «قدس» برای فتح اسرائیل و صرف صدها میلیارد دلار از اموال ملت ایران برای تجهیز شش «ارتش» برون‌مرزی برای «محو اسرائیل از روی زمین». این ماجراجویی‌ها سبب‌ساز جنگ‌اند اما جمهوری اسلامی همچون سرطانی که در بدنه‌ی کشور ایران شاخه دوانده باشد در اندام‌های حیاتی ملت جا گرفته و با هر ضربه‌ای که دریافت می‌کند لاجرم بخشی از کشور و ملت را نیز دچار آسیب خواهد کرد.

این جنگ، سه طرف دارد: ملت ایران، جمهوری اسلامی، و «اسرائیل ـ آمریکا». جبهه اصلی جنگ در میدان جمهوری اسلامی و ملت ایران است که با هجوم اعراب بادیه‌نشین به ایران آغازیده و نبردهای آن از کشتارها، غارت‌ها، تجاوزها و برده‌گیری‌ها به میدان‌های معنایی فرهنگ ایران گسترده شده‌اند. جمهوری اسلامی خود را ادامه همان مهاجمان بادیه‌نشین، کشور ایران را جزو «فتوحات و غنائم» و مردم ایران را در زمره «موالی» خود می‌شمارد و تصرف عدوانی در جان و مال و نوامیس آنان را برای خود مباح می‌انگارد.

طرف سوم جنگ، اسرائیل و آمریکاست که جمهوری اسلامی دشمنی با آنها را دلیل موجودیت خود می‌شمارد و از این دشمنی تغذیه می‌کند. جنگ کنونی که ادامه ناگزیر چهل‌و‌هفت سال دشمنی و تخریب پیوسته جمهوری اسلامی در نهادها و روابط بین‌المللی است خسارت‌های برون از شماری را به ملت ایران تحمیل می‌کند که به زیان‌های صدها میلیارد دلاری محدود نخواهد شد بلکه در روان نسل‌هایی از ملت ایران آثار دیرپایی خواهد نهاد که تیمار آنها دهه‌ها زمان خواهد طلبید. با وجود این، زیان‌های صدها میلیارد دلاری، این جنگ در مقایسه با زیان‌هایی که ملت ایران در همین چهل‌و‌هفت سال از این جمهوری اسلامی به تن و جان و دارایی‌های خود گرفته است بسی ناچیزتر است.

این نظام، تنها در آخرین نبرد خود با مردم بی‌سلاح ایران، در سه شب بیش چهل‌هزار ایرانی را کشت و بیش از پنجاه هزار تن دیگر را در دخمه‌های بی‌قانون خود محبوس کرد و آزادانه و در فراغ قانون دست به شکنجه و کشتار آنان گشوده و امروز «قاضی‌القضاتش» برای «اعدام سریع» زندانیان له‌له می‌زند. همزمان با قطع سراسری اینترنت، کشور را در تاریکی دیجیتال فرو برده و با تحمیل محدودیت‌های گسترده اطلاعاتی، ارتباطات را به‌شدت محدود و امکان راستی‌آزمایی مستقلِ آمار کشتارها، بازداشت‌ها و ناپدیدشدگان را مختل کرده است.

بخش مختصری از آسیب‌هایی که این نظام تنها در دوران حاکمیت خود به ملت ایران وارد کرده است چنین‌اند:

یکم. این نظام در طول حکمرانی چهل‌و‌هفت ساله خود، اقتصاد، رفاه و معیشت اکثریت قاطع مردم را به برهوت بدل کرده و کشوری را که تولید سالانه‌اش، از ترکیه و کره‌جنوبی سال پنجاه‌و‌هفت ۶۰٪ فزونتر بود به‌جایی رسانده که ترکیه امروز بیش از سه برابر و کره‌جنوبی بیش از هفت برابر آن تولید می‌کند.

دوم. در حالی‌که حجم تولید ملی کشور با قیمت‌های ثابت سال انقلاب تقریبا سه برابر شده که با افزایش حجم جمعیت برابری می‌کند، حجم پولی تولید ملی (حجم اسمی) حدود پنجاه هزار بار افزایش گرفته و سطح عمومی قیمت‌ها را به بیست‌هزار برابر رسانده است در حالی که سطح افزایش دستمزد اکثریت شاغلان اعم از کارگر و کارمند به‌تناسب آن افزایش نیافته و در نتیجه موجب کاهش درآمد سرانه واقعی شده است.

سوم. از حیث سطح معیشت و خط فقر، آمار رسمی نشان می‌دهد که حدود ۷۰ درصد جمعیت در آستانه یا زیر خط فقر زندگی می‌کنند و نیمی از این گروه زیر خط فقر مطلق قرار دارند.

چهارم. بر اثر سقوط ارزش پول ملی، نرخ برابری ارز از ۷۰ ریال برای هر دلار در سال ۱۹۷۹ به بیش از ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال برای هر دلار در امروز رسیده است یعنی رشد بیش از ۲۱۰۰۰ برابری نرخ ارز!

پنجم. یک حاکمیت ناکارآمد بر حدود ۸۰ درصد اقتصاد ملی چنبره زده و این امر، توسعه‌ی بخش خصوصی رقابتی را به‌شدت محدود کرده و فساد را بر اقتصاد کشور چیره کرده است.

ششم. دخل و خرج حاکمیت در تاریکی مطلق قرار دارد و حتی «بودجه عمومی کشور» که شفاف‌ترین بخش مالیه حاکمیت است تا حدود ۶۰ درصد از نظارت پارلمانی معاف است، با آنکه خود پارلمان عمدتا از نامزدهای گزینش‌شده تشکیل شده است و از مردم کشور نمایندگی ندارد.

هفتم. بخش سترگی از درآمدهای ارزی کشور خارجی مفقود است چنانکه تنها در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ حدود ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی نه صرف واردات کشور شده، نه در صندوق ذخیره ارزی وارد شده و گزارشی از مصرف آن در آمار مالی کشور وجود ندارد.

هشتم. افزایش آسیب‌های اجتماعی: داده‌های رسمی، افزایش چشمگیر انواع جرایم و فروپاشی خانواده را نشان می‌دهد. گزارش‌های میدانی روندی نگران‌کننده را نشان می‌دهند: سن کودکان قربانی استثمار جنسی اکنون حدود ۱۰ تا ۱۱ سال برآورد می‌شود.

نهم. فرار سرمایه: فرار رسمی سرمایه طی یک دهه‌ی اخیر از ۱۷۰ میلیارد دلار رسمی فراتر رفته است. خروج سالانه‌ی ۱۸۰ هزار جوان تحصیل‌کرده و کارآفرین، بنا به سنجش بانک جهانی،‌ دست‌کم ۵۰ میلیارد دلاری در سال برای کشور هزینه داشته است. در کنار آمار رسمی در همین یک سال اخیر گزارش‌های مستندی در سطح جهانی منتشر شده که از خروج ده‌ها میلیارد دلار ثروت طبقات حاکمیتی از کشور، و انباشت چند صد میلیارد دلار در نهانخانه‌های بیرون از کشور خبر می‌دهد.

دهم. به‌لحاظ رتبه‌ی اقتصادی، ایران در سال ۱۹۷۷ در مرتبه‌ی ۱۸ اقتصادهای جهان قرار داشت اما در سال ۲۰۲۴ این مرتبه با نرخ اداری نیمائی ارز به ۴۱‌ام و با نرخ بازار به ۸۰‌ام سقوط کرده بود.

یازدهم. بیکاری جوانان، بویژه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، همواره بین ۳۰ تا ۴۰ درصد بوده است.

دوازدهم. این نظام کشور ایران را به یک زندان بزرگ بدل کرده بطوری‌که جمعیت رسمی زندان‌ها از ۱۸۹ هزار نفر در ۲۵۳ زندان فراتر رفته‌اند.

سیزدهم. گسترش سرطانی نهاد غیرمولد و زیانبخش تولید آخوند: شمار آخوند‌ها بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر برآورد می‌شود و هزینه‌ی سرانه‌ی آنان بیش از معلمان دبیرستان‌هاست. شمار «حوزه‌های علمیه» از ۱۱۲۰ فراتر رفته و بودجه‌ی آن‌ها از بودجه‌ی دانشگاه‌ها پیشی گرفته است.

چهاردهم. در شاخص جهانی ادراک فساد، ایران در سال ۲۰۲۴ امتیاز ۲۳ از ۱۰۰ را کسب کرده و در رتبه‌ی ۱۵۱ از ۱۸۰ کشور قرار گرفته است.

پانزدهم. در شاخص مساعد‌بودن فضای کسب‌وکار بانک جهانی (۲۰۲۰)، ایران در میان ۱۹۰ کشور جهان مرتبه ۱۲۷ را احراز کرده است.

شانزدهم. در نرخ اعدام، ایران سال‌هاست بالاترین نرخ سرانه‌ی اعدام در جهان را دارد.

هفدهم. در شاخص آزادی جهانی ۲۰۲۵، ایران در رتبه‌ی ۱۶۸ام جهان و در رتبه ۱۸ام خاورمیانه قرار گرفته و در زمره‌ی غیرآزادترین کشورها طبقه‌بندی شده است.

هجدهم. تولید ملی ایران در سال ۱۴۰۴ از سوی بانک جهانی برابر با ۴۴۰ میلیارد دلار اعلام شد که با نرخ رسمی دلار ۵۵ هزار تومانی حساب شده بود در حالی‌که این رقم می‌توانست تنها با نرخ رشد ۳درصد در سال در طول حاکمیت نظام اسلامی، معادل ۶۵۷۰ میلیارد، با رشد ۴ درصد در سال، معادل ۸۹۶۰ میلیارد، با رشد ۵ درصد در سال معادل ۱۲۵۰۰ میلیارد و با رشد ۶ درصد معادل ۱۷۶۶۰ میلیارد دلار باشد. مرکز پژوهش‌های مجلس و وزارت اقتصاد جمهوری اسلامی زیان‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ هشت‌ساله با عراق را ۱۰۰۰ میلیارد دلار ارزیابی کرده‌اند در حالی‌که زیان سالانه این نظام به اقتصاد ملی، سالانه چندین برابر جنگ هشت ساله بوده است اما زیان‌های «معنایی» آن بس بزرگتر بوده و کیفیتی سنجش‌ناپذیر را تشکیل می‌دهد.

امروز چه باید کرد؟ کشور در لهیب جنگی می‌سوزد که جنگ ملت یا کشور ایران نیست بلکه جنگی تبهکارانه برای حفظ استیلای نظامی است که با خدعه و خون سرکار آمده و قصد ندارد به اراده مردم کشور تمکین کند. پایان این ماجراجویی، یک ضرورت مبرم است و همه ایراندوستان در این خواسته هم‌آوایند. خواست پایان جنگ، از سوی دیگر کسان هم شنیده می‌شود که نگران امنیت جهانی‌اند. اما در این میان گروه‌هایی از چپ‌های ضدامپریالیست، لیبرال‌های «ووک» حزب دموکرات آمریکا و حزب کارگر بریتانیا، سوسیالیست‌های دولت چپ‌گرای اسپانیا، لگالیست‌های نروژ، پروفسورهایی نظیر جان میرشایمر و جفری ساکس، کنشگرانی چون جان گالوـوی، سیاستمدارانی چون برنی ساندرز، و رانت خواران آلوده‌دامنی چون نایاک نیز حضور دارند. اما این دسته‌ی اخیر وقتی خواستار قطع جنگ می‌شوند، تضمینی برای امنیت مردم ایران در برابر کشتارهای بی‌امان نظام اسلامی پیش نمی‌نهند چنان‌که از کشتار دسته جمعی بیش از چهل هزار انسان بی سلاح در سه شب هم، خمی به ابرو نیآورده‌اند! اما میهن‌دوستان ایرانی خواستار آنند که نظام اسلامی با تمکین به خواست ملت ایران از گسترش خطر هسته‌ای دست بردارد، برد موشک‌های خود را به حد ضرورت دفاع ملی محدود کند و از قصد تجهیز دوباره گروه‌های نیابتی دست بردارد.

نقل از: https://kayhan.london/1405/01/27/400634/