پرش به محتوا

دربارۀ میهن‌دوستی / زهرا عبدی

این روزها جماعتِ وطن‌پرستِ مناسبتی، از سخنان مارکو روبیو درباره ایران باستان یکباره آتش گرفته‌اند. آفرین! فقط یک پرسش: شما که امروز برای آبروی ایران رگ گردن بیرون داده‌اید، در این قرن‌ها تحقیر کجا بودید که به ریشه‌های تحقیر ایران سری نزدید؟ مثلا من ندیدم یکی از شما هرگز از فرش بهارستان بگوید. فرش افسانه‌ای خسروان، پس از فتح تیسفون غنیمت جنگی شد و به فرمان عمر، به روایت تاریخ‌نگاران، تکه‌تکه شد و میان فاتحان بخش گردید.

دربارۀ میهن‌دوستی / زهرا عبدی

این روزها جماعتِ وطن‌پرستِ مناسبتی، از سخنان مارکو روبیو درباره ایران باستان یکباره آتش گرفته‌اند. آفرین! فقط یک پرسش: شما که امروز برای آبروی ایران رگ گردن بیرون داده‌اید، در این قرن‌ها تحقیر کجا بودید که به ریشه‌های تحقیر ایران سری نزدید؟

مثلا من ندیدم یکی از شما هرگز از فرش بهارستان بگوید. فرش افسانه‌ای خسروان، پس از فتح تیسفون غنیمت جنگی شد و به فرمان عمر، به روایت تاریخ‌نگاران، تکه‌تکه شد و میان فاتحان بخش گردید. هیچ‌کدام از سهم علی‌ابن ابی‌طالب که سهمش را ٢٠ هزار درهم فروخت تا کنون حرفی نزدید؟ هنرِ قرن‌ را با قیچی بریدند و سهم‌بندی کردند…

مگر بحث تاریخ و تحقیر در میان نیست؟ پس چرا درباره‌ی بریدن سرو کاشمر هرگز احساس تحقیر نکردید؟ چرا سکوت مطلق؟ سروی که ایرانیان آن را کاشته‌ی خود زرتشت می‌دانستند و قرن‌ها بر خراسان سایه انداخته بود. خلیفه‌ی مسلمانان دستور بریدنش داد. ایرانیان فریاد و ناله کردند و پول پیشنهاد کردند، و خلیفه نشنید. درخت هزار ساله را تکه‌تکه کردند، بار شتر کردند و بردند تا خلیفه‌ی مسلمین کاخ بسازد.

چرا ندیدیم شما هرگز از کتابسوزان چیزی بگویید. ابوریحان بیرونی می‌نویسد قتیبه بن مسلم در خوارزم کتابداران را کشت و نوشته‌هایشان را سوزاند، چندان که خوارزمیان حافظه‌ی مکتوب خود را از دست دادند 😓 ابن‌خلدون روایت می‌کند: «چون سعد وقاص از کتاب‌های ایرانیان پرسید، عمر فرمان داد در آب‌شان بریزند، با این منطق که اگر هدایت است خدا(قرآن) بهترش را داده و اگر گمراهی است خدا ما را از آن بی‌نیاز کرده.»

ملتی که از حافظه‌ی به آتش رفته ننویسد، باید برای هر قرنِ گمشده‌اش مرثیه بنویسد.

اصلاً لازم نیست هزاروچهارصد سال به عقب برگردیم. در تمام سال‌هایی که رهبر جمهوری اسلامی نوروز ایرانی را برچسب‌های حکومتی و ایدئولوژیک می‌زد، چرا یکبار از او نپرسیدید چرا جشن ملی ما را به تریبون سیاستِ اسلامی بدل کرده است؟ نپرسیدید هفت‌سین ایران در نمایش رسمی قدرتِ شما چه جایگاهی دارد؟ شما بالاخره امت امام حسین هستید یا ملت کوروش بزرگ؟

یک ایرانی می‌تواند مسلمان هم باشد، اشکالی ندارد. تناقض از جایی شروع می‌شود که به حکم مناسبت سیاسی برای شکوه ایران باستان گریبان چاک می‌کنید، اما همان معیار تاریخی و اخلاقی را درباره‌ فاتحان و خلفا و حاکمان دینیِ خودتان به کار نمی‌برید.

از ما نخواهید این مضحکه را حتا بخندیمش. ایران‌دوستی که فقط با یک جمله‌ی وزیر خارجه‌ی آمریکا بیدار شود، از حیلتِ عمروعاصی شماست نه ایراندوستی.

اما نسل تازه ایران از این تناقض گذشت. و بعد از مجیدرضا که وصیت کرد بر مزارش قرآن نخوانند، چهارستون عمروعاصی شما به لرزه انداخت. نسلی که به‌هیچ‌وجه نمی‌خواهد هویت ملی‌اش را با اجازه‌ی دین تعریف کند. این فرمانی علیه ایمان شخصی مردم نیست، اعلام استقلال از قیمومت خون‌بازی دینی بر سرنوشت یک ملت است.

دیگر ایران برای ایرانی‌بودن، از هیچ خلیفه و فقیه و رهبر و امامی اجازه نخواهد خواست.

حتا یک ابله هم باور نمی‌کند وطن‌پرستی کسی را که فقط هنگام سخنرانی روبیو از صندوق بیرون می‌آید و پس از فروکش‌کردن جنجال، دوباره زیر عبای ایدئولوژی پنهان می‌شود.

و اگر به‌راستی می‌خواهید از تحقیر ایرانیان بدانید «دو قرن سکوت» عبدالحسین زرین‌کوب را بخوانید. چرا؟

چون نه شعار است و نه مرثیه. این کتاب بی‌افسانه‌سازی و بی‌دفاع‌نامه، روایتی مستند از «بهای ایرانی‌ماندن» و از راهی دشوار که ایرانی برای بازگشت پیمود و از دویست سال شورش‌ پشت شورش با هزاران هزار کشته برای زنده‌ نگهداشتن زبان و حافظه.

«سکوت» در عنوانش یعنی قلم دست فاتح بود و ایرانی اگر حرف می‌زد سرش بریده می‌شد و برای کسی که می‌خواهد درباره هویت ایرانی حرف بزند، نخستین شرط است: اول بداند چه چیزی از او گرفتند و چه چیزی را با دندان نگه داشت.

حرف‌های روبیو در مقایسه با ١۴٠٠ سال مبارزه با ایرانی‌بودن که هیچ، در مقایسه با همین پنجاه سال ایران‌ستیزی و ایرانی‌کُشی جمهوری اسلامی، هیچ هیچ است.

نقل از: https://t.me/Abdinovelist