بایگانی موضوعی: نوشته‌ها و گفته‌ها

گفتاری در خاستگاه‌های انتحال / دکترجواد طباطبایی

دانشگاه سنخیتی با حوزه ندارد، یعنی نباید داشته باشد، و در نظام دانشگاهی باید ضابطه‌های مهی را به کار گرفت تا در بنیان انتقال و تولید علم اخلالی ایجاد نشود. به عبارت دیگر، برای این‌که حوزه و دانشگاه بتوانند به هدف‌های عالی خود برسند، حوزه باید بتواند بر تعهد عالمان خود استوار باشد و دانشگاه پیوسته تخصص را به عنوان ضابطه‌ای به کار گیرد، زیرا – تکرار می‌کنم – در حوزه اصل بر تعهد نسبت به نظامی فکری است، در حالی‌که دانشگاهیان متعهد به تخصص خود هستند. اعتقادات مدرسان حوزه اساس تعهد و تخصص آنان است، زیرا علم آنان اساس اعتقادات آنان را تشکیل می‌دهد و آنان کوشش می‌کنند صورت برهانی آن اعتقادات را به طلاب خود انتقال دهند، در حالی‌که دانشگاهیان، در دانشگاه، به تخصص خود تعهد دارند، اما می‌توانند اعتقادات شخصی متفاوتی نیز داشته باشند.

 

تاریخ جامع ایران، تاریخ آگاهی ما است / دکترجواد طباطبایی

چرا هگل می‌گوید که ایران رایش بود؟ علت آن این است که در تاریخ فلسفه و تفکر آن‌چیزی که مهم است وحدت در کثرت است. می‌گوید که ایران آغاز تاریخ است. ایران نخستین امپراتوری که امروز از آن می‌فهمیم نیست. ایران اصولا وحدتی است از کثرات که نه این وحدت کثرات را از بین می‌برد و نه کثرات اختلالی در وحدت ایجاد می‌کند. این تلقی‌ای است که هگل از طریق نویسندگان یونانی از ایران پیدا کرده است. این سخن مهمی است به خاطر اینکه کارهای مهمی که پیش از این درمورد تاریخ پیش از اسلام صورت گرفته همین مساله را تاکید می‌کنند

 

قائم‌مقام‌فراهانی تحولی در فهم منافع ملی و دفاع از آن ایجاد کرد / سیدجواد طباطبایی در همایش هویت ایرانی

با قائم مقام فراهانی تحولی در فهم منافع ملی و دفاع از آن پیدا شد اما عجیب است که پشتوانه فکری آن هیچ وقت به وجود نیامد. میرزا متوجه شده بود که حفظ منافع ملی مهم است و همه امور دیگر منوط به آن است.

 

کجا ایستاده‌ایم؟ / بازنویسی پاسخ دکتر طباطبایی به پرسش‌ها

در این منطقه‌ای که ما قرار داریم، ایران، با همه تنوع قومی، زبانی و فرهنگی، ملت است و یکی از کهن‌ترین کشورهایی است که ملت شده است. این‌ها را بر سبیل اشاره آوردم تا توجه شما را به نکته‌هایی در پیچیدگی نام ایران ـ یعنی ایران به عنوان یک مفهوم ـ جلب کنم.

 

درباره وضعیت علم سیاست در ایران / مصاحبه حامد زارع با دکتر جواد طباطبائی

کارنامه نزدیک به سه دهه انقلاب فرهنگی، یعنی سیاست در کار علم کردن، بیش از آن منفی است که کسی بتواند درباره آن ماجرایی کند. باید طرحی نو درانداخت. در رأس این طرح نو رفع مزاحمت اهل سیاست از مدیریت نظام علمی دانشگاه است. البته، این قاعده آغاز کار است و آن‌گاه باید به آسیب‌شناسی جدی نظام دانشگاهی پرداخت، با اهل علم و استادان برجسته‌ای که اهل علم آنان را برجسته می‌دانند و نه نظام دیوانی دانشگاه. تنها در این صورت راه برای اصلاحی اساسی هموار خواهد شد و الا فلا!

 

بی‌اعتنایی کامل به تاریخ مفاهیم / نقد دکتر جواد طباطبایی بر ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ بخش سوم

مترجم کلوسکو، در مصاحبه‌ای در پاسخ به ایراد من بر ترجمه‌ی بی‌رویه‌ی «civil society» به «جامعه‌ی مدنی» به درستی گفته است که مترجم باید تاریخ مفاهیم را بداند. تردیدی در درستی این ادعا نیست! اما اگر بخواهم مهم‌ترین ایراد ترجمه‌ی دیهیمی را در یک مورد خلاصه کنم، به نظر من، این است که مترجم در بی‌اعتنایی کامل به تاریخ مفاهیم ترجمه می‌کند.

 

چه کسی درست ترجمه می‌کند؟ / نقد دکتر جواد طباطبایی بر ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ بخش دوم

‌اشکال عمده‌ای که در ترجمه‌ی فارسی فصل نخست وجود دارد، اعتماد به ترجمه‌ای کهن از عهد جدید است و معلوم نیست که مترجم بر پایه‌ی چه اجتهادی ترجمه‌ی کهن را به ترجمه‌ی جدید، که چنان که با آوردن آیه‌هایی به زبان اصلی نشان دادم دقیق‌تر است و با متن بیشتر مطابقت دارد، ترجیح داده است.

 

ترجمه و تفنن! / نقد دکتر جواد طباطبایی بر ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ بخش نخست

اگر مترجم تا این حد متفنّن نمی‌بود، ترجمه‌ی کتاب کلوسکو در زبان فارسی می‌توانست مغتنم باشد و پس از سه دهه فرمانروایی بلامنازع «خداوندان اندیشه‌ی سیاسی» و اتلاف وقت دانشجوی ایرانی، جانشین مناسبی (البته ‌در حدِ دانشگاه‌های ایرانی) برای آن باشد.

 

معنا و مقام اندیشیدن در جامعه امروز

‌‌زبان فارسی، فقط یک زبان نیست بلکه روح و جان ملتی ۲۵۰۰ ساله است که ایستاده و از پس ده‌ها حوادث، همچنان بر جا مانده است. خوب است بدین نکته توجه دهیم که ایران طی ۱۳۰۰ سال اخیر، حتی یک نظریه‌پرداز خلافت ندارد. در حالیکه در سایر نقاط جهان اسلام متفکران اخوان، سلفی‌ها و طالبان را می‌بینیم که همگی در پی احیای خلافت‌اند، اما ایرانیان همواره در پی یک شاه آرمانی بوده‌اند که محور اندیشه ایرانشهری محسوب می‌شده است. به تعبیر حافظ، همه سموم آمدند و رفتند اما یاسمن بر جای خود با قیست».

 

سخنان دکترجواد طباطبایی در نشست تخصصی «مکتب تبریز» در تبریز

zavalandishe.jpg1

ایران امروز، بخشی از ناحیه بسیار بزرگ جغرافیایی بوده که به تدریج از همدیگر جدا شده‌اند… ایران امروز در قلب و مرکز این ناحیه واقع شده است و به رغم فراز و نشیب‌های تاریخی هنوز استواری و استحکام خود را حفظ کرده است.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / دهم/ دکتر جواد طباطبایی

‌چنان‌که از توضیح‌های دربارة ترکیب دو واژة نه چندان مهمی مانند «چه بسا»، که در بخش پیشین اشاره‌هایی به آن آوردم، می‌توان دریافت، اشکالات مترجم ایرانی در فهم مطلب تنها به نظام مفاهیم و مباحث اصلی متن‌های اساسی اندیشه مربوط نمی‌شود، بلکه بسیاری از مترجمان اهمیت واژگان و جایگاه آن‌ها در عبارت‌های فارسی را نیز نمی‌دانند و در موارد بسیاری ادب‌نمایی آنان حجاب بی‌اعتنایی به مبانی نظری ترجمه است.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / نهم/ دکتر جواد طباطبایی

‌کسی که به مناسبت پژوهشی به ترجمه‌های فارسی متن‌های اساسی اندیشة اروپایی مراجعه کند و فقراتی از آن‌ها را با متن اصلی بسنجد، به نکته‌هایی شگفت‌انگیز برخورد خواهد کرد. در هر سه ترجمة فارسی رسالة شهریار ماکیاوللی نیز چنین شگفتی‌هایی اندک نیست. مفسران ایتالیایی و فرانسوی، که به پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در فهم ظرافت‌های اندیشة سیاسی ماکیاوللی دست یافته‌اند، و بویژه با توجه به آشنایی نزدیک آنان به زبان او، توانسته‌اند پرتوی بی‌سابقه بر نکته‌هایی که در نوشته‌های او وجود دارد، و تاکنون از نظر‌ها پنهان مانده بود، بیفکنند.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / هشت/ دکتر جواد طباطبایی

‌برای هر فردی که از عقل سلیم بهره‌ای برده باشد، این‌که مترجم باید از موضوعی که کتابی دربارة آن ترجمه می‌کند اندک دانشی داشته باشد، باید از بدیهیات بوده باشد. با نظری به بسیاری از متن‌های ترجمه شده در سال‌های اخیر به آسانی می‌توان دریافت که این امرِ بدیهی، در کشوری که ادبیات عالیترین فرآوردة علمی و تتبعات لغوی و ادبی بالا‌ترین تولید علم به شمار می‌آید، مانند بسیاری از بدیهیات، چندان بدیهی نیست.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / هفت/ دکتر جواد طباطبایی

‌تکرار می‌کنم که، به خلاف آن‌چه نویسندگان و مترجمان ایرانی گفته‌اند، رسالة شهریار ماکیاوللی نه تنها هیچ ربطی به «دستورنامه»، «اندرزنامه» و … ندارد، بلکه، برعکس، تدوین مبنای نظری این اندیشة سیاسی جدید جز با گسستی از منطق سیاستنامه‌ها ممکن نشده است. اگر این بحث بر خواننده‌ای ــ یا مترجمی ــ روشن نشده باشد، بسیاری از نکته‌های ظریف رسالة ماکیاوللی از او فوت خواهد شد، چنان‌که از نویسندگان ایرانی و مترجمان فارسی فوت شده است.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / شش/سه/ دکتر جواد طباطبایی

چنان‌که گذشت، ماکیاوللی، در سه رسالة مهم خود، شهریار، گفتارها و تاریخ فلورانس، توصیف تنش‌های نظام سیاسی هر دولت‌ـ شهر و کشوری را با اصطلاح «دو طبع مخالف» بیان کرده است. تأکید من بر این‌که نمی‌توان این اصطلاح را نفهمید و آن رساله‌ها را ترجمه کرد، از این حیث اهمیت داشت که اگرچه ماکیاوللی فیلسوف نبود، و به زبان فلسفی سخن نمی‌گفت، اما با اهل فلسفه هم سخن می‌گفت و، از این‌رو، شیوة نوشتاری او فلسفی است، یعنی با دقتی فلسفی دستگاه مفهومی اندیشة سیاسی خود را بیان کرده است تا به تعبیری که در آغاز دفتر نخست از رسالة گفتارها آورده «راهی» را هموار کند که تا زمان او کسی در آن قدم نگذاشته بود.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / شش/دو/ دکتر جواد طباطبایی

من از این حیث به رسالة اسکینر و ترجمة فارسی آن اشاره کردم که اسکینر از مفسران مهم اندیشة سیاسی سدة شانزدهم است و رسالة او تنها نوشتة مهمی است که تاکنون دربارة ماکیاوللی به زبان فارسی ترجمه شده است.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر

نوشته‌های جدیدتر »