بایگانی موضوعی: نقد و نظر

رابطه زبان و تفکر / دکتر محمدرضا باطنی

انسان موجودی است که در محدوده دریافتهای حسّی خود باقی نمی‌ماند و در جستجوی شناخت از کران تا کران عالم هستی را درمی‌نوردد. از سوی دیگر این انسان، مجهز به ابزار زبان است و می‌تواند دریافتهای خود را به دیگران منتقل کند، بطوری که آنچه ارزش دانستن داشته باشد، بزودی در اختیار همگان قرار می‌گیرد و جزو گنجینه دانش بشری می‌شود.

 

در جستجوی راز بقا: مسئله رستاخیز فرهنگی خراسان / احسان یارشاطر

آنچه در باره برخاستن و قدعلم کردن مجدّد ایران پس از شکست از یونانیان و تازیان گفته شد و در مورد شکست از مغولان نیز مصداق دارد اصل دوّمی از نظریه بقا و زوال فرهنگ‌ها را روشن می‌سازد، و آن اینکه هر فروپاشی و شکستی دلیل ضعف کلّی و نهائی و نشان به پایان رسیدن نیروی پویندگی جامعه نیست. بلکه در زندگی هر ملّتی گاه شکست‌هائی روی می‌دهد که نتیجه خستگی و فتور دولتی یا سلسله‌ای یا نحوه‌ای از حکومت یا حیات دینی است، ولی گذرنده است و پایدار نیست، بلکه جامعه پس از مدّتی، مانند رهنوردی که از طول راه و دشواری آن فرسوده شده و به زمین می‌نشیند و نفس می‌گیرد و پس از مدتی استراحت و خستگی از تن بدرکردن به پا می‌خیزد و چون هنوز نیروی جوانی در او باقی است باز به راه می‌افتد، به مسیر خود ادامه می‌دهد (هرچند با اثری از فرسودگی پیشین).

 

طباطبایی فرا‌تر از یک هگل‌پژوه است / مصاحبۀ دکتر احمد بستانی با اطلاعات حکمت و معرفت

طباطبایی نخستین پژوهشگری بود که نگرشی منضبط، فلسفی و روشمند به تاریخ اندیشه‌ی سیاسی عرضه داشت. طباطبایی به تاریخ‌نگاری به‌مثابه شکلی از اندیشه‌ورزی است که در این زمینه او به‌ویژه متأثر از هگل است. طباطبایی تجدد و وضع کنونی را مبنای نگارش تاریخ‌نگاری اندیشه قرار می‌دهد و بر اهمیت پرسش‌های امروزین از متون کهن تأکید می‌ورزد. طباطبایی ایران را کانون نظریه‌پردازی خود قرار می‌دهد و در نهایت، ایشان بر نسبت و پیوند میان عمل و نظر، به‌مثابه مهم‌ترین پرسش در فلسفه‌ی سیاسی، در تاریخ‌نگاری اندیشه تأکید می‌کند.

 

انقلاب اسلامی، انقلاب مشروطه و انقلاب دیگر / داریوش همایون

انقلاب‌ها را بیهوده چرخشگاه و آغازگاه دوره‌های تاریخی نمی‌دانند. انقلاب، برخاسته از دگرگونی ذهنی در یک جامعه است و با خود دگرگونی‌های بزرگ می‌آورد. چه در انقلاب مشروطه و چه در انقلاب اسلامی، جامعه ما دستخوش دگرگونی‌های ژرفی شد که مقایسه آن موضوع این نوشته است.

 

فیلسوف گذار / به مناسبت زادروز هفتادسالگی دکتر جواد طباطبایی / محمّد ایمانی

طباطبایی به عنوان کسی که وضعیت بحران ژرف ایران بر لبۀ پرتگاه تاریخ را در ژرفنای خودآگاهی خود دریافته است، بیش از چهار دهه از عمر خود را وقف ایران، و تدوین نظریۀ انحطاط ایران و تأسیس دانش نوبنیادی می کند، که ضمن تبیین منطق انحطاط ایران، راه خروج از این شرایط و تجدید عظمت ایران را به نوبۀ خود فراهم کند. از نظر نگارنده او در تلاش خود و فراهم آوردن مقدمات تأسیس فلسفۀ سیاسی جدید ایران موفق بوده است، هر چند گویا هنوز زمان او فرا نرسیده، امّا برای خواننده ای که نه از سر تفنّن و سیاست زدگی، بلکه از سر جدیّت و همسخنی، نظریۀ او را به تالار آگاهی خود انتقال می دهد، طباطبایی بر آستانه تاریخ جدید ایران ایستاده است.

 

زیر تازیانۀ توهینِ روشنفکریِ ناتوان / فرخنده مدرس

‌‌

اگر مترجمینی چون آقای موقن، می‌خواهند جامعۀ “ابتدایی” ایران و اذهان “اسطوره‌ای ـ عرفانی” اهل مطالعۀ ما را از طریق ترجمه و به کمک آثار و اندیشه‌ها و مکاتب غربی تغییر دهند، یا به تغییر آن یاری رسانند، اگر از توضیح مراتب پیچیدگی فرهنگی، ساختارها و نهادهای تمدن مدرن برای مغزهای “ساده‌اندیش” و “ابتدایی” ایرانیان ناتوانند، شاید بهتر باشد در محدوده ترجمه بمانند و از پخش استنباط‌ها و تفسیرهایی که نمونه‌های آن آورده شد و از “بازنمایی” همان پیچیدگی‌ها بپرهیزند.

 

به مناسبت انتشار نظام‌های نوآیین در اندیشۀ سیاسی / سیروس پرویزی

‌به نظر طباطبایی، جنبش مشروطه‌خواهی در ایران حلقه‌ای در زنجیر انقلاب‌هایی است که در فاصلۀ انقلاب شکوهمند ۱۶۸۸ تا انقلاب امریکا و انقلاب فرانسه و پس از آن اتفاق افتاده است. جنبش مشروطه‌خواهی در ایران یکی از انقلاب‌های جدید و نخستین آن‌ها در کشوری اسلامی و آسیایی بود، و اگرچه به ظاهر به لحاظ فکری ـ به تعبیر طباطبایی «در نظر» ـ ارتباطی با اندیشۀ سیاسی جدید نداشت، اما به تعبیر طباطبایی، «در عمل»، منطق‌‌ همان انقلاب‌های جدید را دنبال می‌کرد.

 

فراهم آمدن مقدمات «تأسیس» اندیشه‌ی سیاسی جدید ایران / محمد ایمانی

‌‌

اثر طباطبایی در مقایسه با معدود آثاری که به زبان فارسی درباره‌ی «تاریخ اندیشه‌ی سیاسی غرب» به‌اصطلاح «تألیف شده‌اند»، اثری منحصربه‌فرد و غیرقابل مقایسه است. از عزیزی و پازارگاد و عنایت، تا ترجمه‌های تألیفی! دو، سه دهه‌ی اخیر، برای خواننده‌ای که این آثار را خوانده باشد چیز قابل مقایسه‌ای برای مقایسه با اثر طباطبایی وجود ندارد.

 

مقدمه‌ای بر خطابۀ / محمدعلی فروغی

اقوام کهن سال اگر به تاریخ گذشته خود به این چشم نظر کنند که موجبات عجب و غرور و تکبر و تفاخر بیابند و به استخوان پوسیدۀ نیاکان تکیه کرده برای خویش تن‌آسانی روا دارند البته چندی نمی‌گردد که ذلت دامن‌گیر ایشان می‌شود و نظر به عزتی که پیشینیان آن‌ها داشتند تباهی روزگارشان بیشتر از مذلت اقوام گمنام بر عالمیان آشکار می‌گردد فرزند ناخلف شمرده می‌شوند و همه کس به زبان حال یا مقال به ایشان می‌گوید: ‌

‌گیرم پدر تو بود فاضل ‌            ‌از فضل پدر تو را چه حاصل

 

انتخابات / محمدعلی فروغی

کسی که سواد ندارد در امر انتخابات به کلی کور و کر و از شرایط و مقررات انتخابات و عملیات آن بی‌خبر است. قانون نمی‌داند، روزنامه نمی‌بیند، اعلان نمی‌خواهد، منظور و مقصود از انتخابات را نمی‌فهمد، اختیارش کاملاً در دست دیگران است، هر بلایی بخواهند به سرش می‌آورند در این صورت آیا می‌توان گفت شرکت او در امر انتخابات در واقع عمل کردن به حقوق ملی است. چنین کس با صغیر که از حق انتخابات محروم است چه تفاوت دارد بلکه باید گفت از صغیر پست‌تر است و حرکاتش در این عملیات مانند حرکت عروسک خیمه بازی است.

 

تجدید خاطره‌ای با «ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد» / فرخنده مدرس

در‌‌ همان نخستین لحظه‌های پخش خبرِ درگذشتِ داریوش همایون دادهای بلندی از نهادهای بسیاری از دلبستگان آن ملک و ملت، از درون و بیرون کشور برآمد. در آن روز‌ها بیان‌ِ تشبیه‌ها، استعاره‌ها و تمثیل‌ها، در رثای داریوش همایون، برخاسته از عمق و انبوه بهت‌زدگی و حسرت درگذشت یکی از یگانه‌های جهان سیاستِ همروزگارِ ما ایرانیان بود که در وانفسای امروز وجود زنده‌اش می‌توانست روزنه‌های امید به فردا را بگشاید و سرزندگی و چابکی بیشتر و پویایی و معنای ژرف‌تری به مبارزه در راه حفظ ایران و ملت آن و در راه آزادی و رفع تبعیض در کشورمان بدهد.

 

نفوذ زبان‌های بیگانه در زبان فارسی / محمدعلی فروغی

زبان یک مملکت بااستعانت از لسان کشور دیگر وسایل فقر زبان خود را فراهم نمی‌سازد. بالعکس به این طریق رو به غنا و گسترش می‌رود. به خصوص اگر در انتخاب لغات مورد نیاز دقت و مراقبت کافی و لازم به عمل آید.

 

ایران در ۱۹۱۹ / محمدعلی فروغی

ایران باید وجود پیدا کند تا وجودش اثر مترتب شود. وجود داشتن ایران وجود افکار عامه است. وجود افکار عامه بسته این است که جماعتی ولو قلیل باشند، از روی بی‌غرضی در خیر مملکت کار بکنند و متفق باشند.‌

اما افسوس، بس که گفتم زبان من فرسود.

 

نه! این دیگر خدای من نیست! / حسن بوسفی اشکوری

وقتی می‌شنوم که تروریست‌های جانی و ضد بشر مدعی مسلمانی با شعار الله‌اکبر جگر انسان مسلمان دیگر را از کالبد وی در سوریه در می‌آورند و با تمام وجود و احساس و حتی لذت الله‌اکبر می‌گویند، سرشار از نفرت و بیزاری می‌شوم. یا زمانی که می‌شنوم تروریست‌های فاسد و پلید با شعار الله‌اکبر به محل کار یک نشریه (ولو اینکه خطایی اخلاقی مرتکب شده باشد) هجوم می‌برند و گروهی را به گلوله می‌بندند و عده‌ای را بی‌حساب می‌کشند، دیگر الله‌اکبر نیز با جنایت و قساوت آذین بسته شده است! و صد البته این الله دیگر الله من نیست و چنین اللهی به میزانی که «اکبر» است، گویا جانی‌تر و خشن‌تر است!

 

انجام / محمدعلی فروغی

ششم گذشته از اینکه به طور کلی انسان سبک و خفیف الحر که با نشاط و فرح حتی از طیور هوا نیز چست و چالاک‌تر خواهد بود کار مادی دماغ یعنی وظیفه دومی که برای او ذکر کردیم که او را از وظیفۀ ادراک و تفکر بازمی‌دارد نیز فوق‌العاده تخفیف خواهد یافت در حالی که از همۀ اعضاء بدن فقط دماغ تقلیل نمی‌یابد زیرا که هر چه از اعمال حیوانی او کاسته می‌شود و از آن‌ها فراغت می‌یابد به امور عقلائی و روحانی بیشتر می‌تواند مشغول شود و قسمت مهمی از دماغ هم که به کارهای حیوانی مبتلا بود به مصرف تفکر و تعقل می‌رسد.

 

خوابِ آشفتهِ ملّت‌سازی / دکتر محمدرضا خوبروی پاک

در همه کشورهای تاریخی، ملت موسس دولت بود که به تدریج با استفاده از آگاهی مردم و با نهادهای وحدت یافته از احساس ملّی و احترام به قوانین پا به عرصه گذاشت. در دولت‌های نوپا ـ مانند کشورهائی که پس از جنگ جهانی یکّم و دوّم و یا پس از استعمار زدائی پا به گستره بین‌المللی نهادند؛ دشواری اساسی از آنجا برمی‌خیزد که دولت‌ها می‌خواسته و یا می‌خواهند ملتی را بنیان نهند و یا به تعبیری دیگر به «ملت‌سازی» بپردازند.

 

آغاز / محمدعلی فروغی

سیر انسان در طریق ارتقا و تجاوز از مرتبه حالیه اکمل و اعلی همانا تا یک اندازه بعزم و اراده و تصرف خود اوست و وسیله آن جز ترقی و تکمیل علم نتواند بود و هر چند جمیع علوم بترقی یکدیگر و کمال انسان مدد می‌نمایند در این خط مخصوص دو رشته خاص از علوم مستقیماً و تاماً بکار است یکی شیمی دیگر طب و معرفة‌الحیات.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر

نوشته‌های جدیدتر »