بایگانی موضوعی: فرخنده مدرس

قدردانی از استاد احسان یارشاطر / در نگاهی به کتاب «گفتگوی یارشاطر با ماندانا زندیان» / فرخنده مدرّس

آینده‌ای که پیش خواهد آمد، چه ما باشیم و چه نه، حاصل، آن رفتار و تصمیمی‌ست که امروز برمی‌گزینیم. هر رازی وجود داشته باشد در همین نقطۀ کنونی‌ست. گشودن سِر آن زیر تأثیر میزان روشنی، درجه آگاهی و میزان مسئولیتی‌ست که نسبت به رفتارها و تصمیم‌هایمان وجود دارد. در تلاش برای بالا بردن مرتبۀ آگاهی و تقویت حس مسئولیت در قبال مردم و میهن، ما الگوهای انسانی کم نداشته‌ایم. استاد احسان یارشاطر برای یادگیری و هدایت یک زندگانی اثرگذار و سرشار از حس مسئولیت، الگوی ارزشمندیست که در برابر وی سر تقدیر و سپاس نمی‌توان فرود نیاورد.

 

خواننده و «سیاست‌نامه» / در میدان کارزار بسط آگاهی ملی ـ بخش سوّم / فرخنده مدرّس

نوشتۀ محمد ایمانی هر چند اندیشۀ اروپایی بر محور دولت را در دوران جدیدِ چندین قرنۀ آن کم‌و بیش تصویر کرده است، اما آنجا که آن تصویر را «افق اندیشیدن» برای سیاست در ایران قرار می‌دهد، هیچ تأمل پژوهشی در بارۀ ویژگی‌های دولت و ملت در ایران و تاریخ این کشور ارائه نمی‌دهد. ما در زمینۀ تاریخ ایران و توضیح پدیداری ملت و دولت بر بستر این تاریخ و در شاخه‌ها و ارکان مختلف «نظام سُنت اندیشدن» آن، از این نویسنده پژوهشی در دست نداریم و هنوز نمی‌دانیم مبانی ایشان در ارزیابی از «مفهوم» دولت ملی در ایران و یا مشخصات «دولت ملی» در عصر مشروطه در همین کشور چه بوده و چه چیز آن شکست خورده و چه از آن مانده است؟

 

13‌                                                  ‌ ملت ایران و پیروزی‌های پیاپی

در فاصله‌ای نه چندان دراز، در این دو سال گذشته، این چندمین بار است که ما، پس از پشت سرگذاردن هفته‌ها التهاب و دلنگرانی، در همدلی با مردم میهن‌مان، زبان به اعلام شادمانی گشوده و دست به ارسال پیام شادباش خطاب به ملت ایران می‌بریم. از سرور و تهنیت به مناسبت نتایج موفقیت‌آمیز مذاکرات و حل صلح‌آمیز بحران هسته‌ای ایران با کشورهای قدرتمند جهان ـ ۱۳ فروردین ۱۳۹۴ـ هنوز سالی نگذشته که بار دیگر بادلی سرشار از شادی و امید پیروزی تازۀ ملت ایران را در انتخابات هفتم اسفند ماه ۱۳۹۴گرامی می‌داریم. انتخابات دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری به انجام رسید و در درجۀ نخست به مهمترین هدف از پیش تعیین شده خود، یعنی نشان دادن فقدان پایگاه مردمی بخش تندرو رژیم یا به عبارت درست‌تر عدم مشروعیت این بخش در اِعمال انحصار و استفادۀ نامشروع از نهادهای قدرت در کار شکنی علیه سیاست در خدمت مصالح و منافع کشور به پیروزی رسید و امید به هموار شدن مسیر اصلاحات و اجرای برنامه‌های دولت و رئیس جمهور حسن روحانی را در دل مردم ایران استحکام تازه‌ای بخشید. این پیروزی را به مردم ایران و طرفداران اصلاحات و حامی و حافظ رأی مردم و تابعان ارادۀ ملت ایران شادباش می‌گوییم.

جایگاه این پیروزی و مقام پر قدر این گام موفق مردم ایران را نه در آینۀ لیست نمایندگان و ترکیب و جناح‌بندهای آنها در دو مجلس باید نگریست و نه در ساختار حکومت اسلامی و ماهیت انتخاب در این نظام و نه در تصویرهای کلیشه‌ای از یک انتخابات آزاد که دیریست بر بحث‌های دسته‌هایی از مخالفین حکومت سایه ‌افکنده و سخنان آنان را همچون صفحات خشدار گوش‌آزار کرده است. در بارۀ هر یک از این موضوعات و در اثبات و ابطال هر یک از آنها سخن‌ها می‌توان گفت و به طول کلام افزود.

اما از بیان دو شگفتی و تحسین ناگفته نمی‌توان گذشت؛ نخست کیاست و فراست آن بخش از سران کشور که در عزم و اراده برای تغییر رویکردها و سیاست‌های حکومت اسلامی در کنار مردم ایستاده‌اند و به رغم همۀ تحمیلات و محدودیت‌ها توانستند در ترکیبی از هوشمندی و ایستادگی از عهدۀ بسیج و جلب اعتماد مردم و بیدار نگه داشتن شعلۀ امید و همچنین حفظ یکپارچگی صف پیکارگران انتخاباتی برآمده و آنان را تا انتهای موفقیت آمیز راه هدایت کنند.

و شگفتیِ ستایش‌انگیز و احترام‌آمیزِ دیگر، سخنان و پیام رأی‌دهندگانی‌ بود که در رسانه‌های گوناگون ایرانی و غیر ایرانی، طی مصاحبه‌های کوتاه و یا در رسانه‌های اینترنتی بازتاب یافته و به گوش‌ها می‌رسید؛ سخنان خردمندانۀ افرادی نه تنها از میان روشنفکران، سیاستمداران یا هنرمندان مشوق شرکت در انتخابات، بلکه ازمیان مردمان عادی، از آحاد ملتی که چنین خودآگاه به اهمیت حضور تعیین کننده و تأثیرگذارخویش در سیاست، در تسلطی بی‌مانند بر خواست‌ها و مطالبات خود و با ذهنی تحلیل‌گر و روشن در بارۀ ممکنات و محدودیت‌ها، با زبانی مستدل و شفاف، در پیش‌برد اهداف گام به گام و مرحله به مرحلۀ خویش و بی‌هیچ نشانی از تزلزل و خلل در پیکاری بدور از خشونت برای دستیابی به آزادی و مطالبات خویش در میدان کارزار حضور به هم رسانده و چنین موفق عمل نموده است.

خواننده و «سیاست‌نامه» / در میدان کارزار بسط آگاهی ملی ـ بخش دوم / فرخنده مدرس

‌با خواندن مقالۀ قوچانی، در درجۀ نخست، این پرسش در ذهن خواننده می‌نشیند که بنا بر کدام ویژگی باید این نوشته را متنی در «عرصۀ اندیشۀ سیاسی» به حساب آورد؟ کدام اندیشه؟ چه تفاوتی‌ست میان این نوشته و متون متداول کوشندگان سیاسی که هر روز نمونه‌اش در مطبوعات و رسانه‌های سیاسی به فراوانی دیده می‌شود و از دو مهارت نیز بیش از هر چیز دیگری برخوردارند: ۱ـ دسته‌بندی و تعیین «چپ» و «راست» خود و ۲ـ گرد آوردن و نسبت دادن هر آنچه نیکو به نظر می‌رسد به خویشتن

 

خواننده و «سیاست‌نامه» در میدان کارزار بسط آگاهی ملی / فرخنده مدرّس

به‌راستی «سیاست‌نامه»نویسان و مسئولین این نشریۀ تازه باید به خود بالیده و از خود راضی باشند که توانسته‌اند، در ادامۀ حضور و تلاش‌های فکری خویش در میدان بحث سیاست ایران، «نظارت» و «راهبری» دکتر جواد طباطبایی را پشتوانۀ اقدام تازۀ خویش، یعنی پایه‌گذاری «سیاست‌نامه» سازند.

 

پنجمین سالگرد تأسیس «بنیاد داریوش همایون برای مطالعات مشروطه‌خواهی»

‌‌‌

«بنیاد داریوش همایون ـ برای مطالعات مشروطه‌خواهی» در پیگیری همان وظایفی که «تلاش» در پیش پای خود گذاشته بود، راه و کار خویش را ادامه داد و چندان به طول نیانجامید که بازتاب کار و فعالیت «بنیاد» به ویژه در داخل مرزهای کشور و در نمودار شدن پیوند‌ استوار افکار داریوش همایون با بحث‌ها و نظرات کانون‌های روشنگری در خدمت ایران و تأثیر بر سمت‌گیری‌های تازه حوادث آن به تدریج، و هر روز بیش از پیش، آشکار گردید.

 

هدف، تقویت اندیشۀ صلح و قوام دمکراسی است / فرخنده مدرس

این بارِ نخست نیست که از سوی «روشنفکران» پرغوغا و پرادعای وطنی ما در برخورد به برگزیدۀ هیئت داوری جایزۀ صلح ناشران آلمان، زبان آغشته به زهرخنده‌های مضحکه‌آمیز و پرنخوت اتخاذ شده است. تنها این بار دسترسی بسیاری از ایرانیان به رسانه‌های اینترنتی و به ویژه حضور گستردۀ فیس‌بوکی آنان، به بحث‌ها، در سطح نازل‌شان، ابعاد بزرگتری داده است.

 

«آیندگان و روندگان» خیزشی علیه تاریخ‌نگاری دروغ ـ فرخنده مدرّس

اگر «ماجرایی» که اسماعیلی از آن نام می‌برد، می‌توانست به «روایت سقوط پهلوی»، و تنها سقوط یک رژیم و یک نظام محدود بماند، اگر می‌شد جلوی کارکرد طبیعی عقل آدمی را گرفت و او را از ادامۀ تعمق و نتیجه‌گیری بازداشت و اگر مفهوم «شکست تاریخی» و معنای «تاریخی شکست» در افق فکری بسیاری ایرانیان پدیدار نشده بود و اگر افق‌های دید تاریخی از وضعیت و موقعیت کنونی به «تداوم این شکست»، گسترش و ژرفایی نیافته بود، شاید آسوده‌تر می‌شد از نتیجۀ کار دهباشی و سهل‌‌گیرانه‌تر از سخنان داریوش همایون گذشت. اما فرو رفتن در ژرفای تاریخ از منظر «درونی بودن سقوط» و لاجرم «تداوم شکست»، نتایج بسیار شگفت‌آوری ببار آورده و می‌آورد و جایی برای آرامش روان‌هایی که به درجاتی متوجۀ این شکست و تداوم آن شده‌اند، نگذاشته و نمی‌‌گذارد.

 

زندگی در ۸۷ سالگی، پس از درگذشت / فرخنده مدرّس

زمستان سال پیش، در حالی که داریوش همایون چندسالی‌ست که دیگر در میان ما نیست، کتابی در ایران، با عنوان «آیندگان و روندگان»، شامل مجموعه گفتگوهایی با داریوش همایون، انتشار یافت که تنها بحث‌های برآمده از این انتشار و بر گِرد نام، سخنان و سرگذشت اجتماعی وی، بار دیگر جای ویژۀ او را در میان اندک‌شمارانِ ایرانی نمودار ساخت و نشان داد؛ آنچه از زندگی داریوش همایون مانده است هم‌روزگاران و آیندگانش را آسوده نمی‌گذارد. نشان داد که او درست دیده بود و آن آینده‌ای که برای خود وی، در زمان نگاشتن عبارات فوق، هنوز «در مه زمان پوشیده» بود، راه و روند خود را آغاز و او را، که زندگیش با رفتنش خاتمه نیافته، درگیر خویش کرده است.

 

«ایراندوستیِ» ما و اندیشه‌های دکترجواد طباطبایی / بخش دوم / فرخنده مدّرس

‌‌

در تجربه این ملت فرمانروایان آمده و رفته‌اند، ملت و سرزمین ایران، به رغم از هم‌پاشیدگی‌های مکرر و از دست رفتن بخش‌هایی از آن، مانده و باید بماند و به برداشت ما، با نگاه به عمل و واکنش مردم ایران، باقی خواهد ماند.

 

«ایراندوستیِ» ما و اندیشه‌های دکترجواد طباطبایی / فرخنده مدرس

‌‌

رؤیت حس ایراندوستیِ ایرانیان و دریافت عقلانی در بارۀ چگونگی تکوین و تکامل تاریخی و مسیرهایی که این دلبستگی طی کرده، و همچنین توقف یا انحرافی‌هایی که از آن وجود داشته است، برای نخستین‌بار در دستگاه نظری دکترجواد طباطبایی مطرح و الزام به بازبینی، سنجش و چالش این روح و این عاطفه با محک عقلانیت در این دستگاه نظری ممکن شده است.

‌‌

 

دکتر جواد طباطبایی صاحبِ نظر است، نه مترجم! / فرخنده مدرس

مدعیان باید بدانند که با دیدگاه‌های عاریتی و وارداتی و پراکنده نمی‌توان به “هم‌آوردی” با صاحب‌نظری چون دکتر طباطبایی پرداخت که تاریخ ایران در دستگاه نظری وی به محک تبدیل شده است. تبیین‌های تاریخی ـ نظری دکتر طباطبایی از تاریخ اندیشه سیاسی ایران برای نخستین بار چشم‌ها را بر محتوم بودن شکستِ انواع و اقسام افکار وارداتی ـ ترجمه‌ای و تقلیدی گشود و پرتوی بر «منطق شکست» آنها افکند.

 

زیر تازیانۀ توهینِ روشنفکریِ ناتوان / فرخنده مدرس

‌‌

اگر مترجمینی چون آقای موقن، می‌خواهند جامعۀ “ابتدایی” ایران و اذهان “اسطوره‌ای ـ عرفانی” اهل مطالعۀ ما را از طریق ترجمه و به کمک آثار و اندیشه‌ها و مکاتب غربی تغییر دهند، یا به تغییر آن یاری رسانند، اگر از توضیح مراتب پیچیدگی فرهنگی، ساختارها و نهادهای تمدن مدرن برای مغزهای “ساده‌اندیش” و “ابتدایی” ایرانیان ناتوانند، شاید بهتر باشد در محدوده ترجمه بمانند و از پخش استنباط‌ها و تفسیرهایی که نمونه‌های آن آورده شد و از “بازنمایی” همان پیچیدگی‌ها بپرهیزند.

 

همه آنچه بود، آمیخته به مهر ایران بود! / فرخنده مدرس

‌‌

برجسته‌ترین ویژگی‌ آثار مهشید امیرشاهی، شناساندن فرهیختگی هر دورۀ خاص در این یک سده تاریخ سرزمینش است. هوشیاری در دیدن آنچه که باید می‌بود، اما نبود. آنچه که باید باشد، اما نیست.

 

تجدید خاطره‌ای با «ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد» / فرخنده مدرس

در‌‌ همان نخستین لحظه‌های پخش خبرِ درگذشتِ داریوش همایون دادهای بلندی از نهادهای بسیاری از دلبستگان آن ملک و ملت، از درون و بیرون کشور برآمد. در آن روز‌ها بیان‌ِ تشبیه‌ها، استعاره‌ها و تمثیل‌ها، در رثای داریوش همایون، برخاسته از عمق و انبوه بهت‌زدگی و حسرت درگذشت یکی از یگانه‌های جهان سیاستِ همروزگارِ ما ایرانیان بود که در وانفسای امروز وجود زنده‌اش می‌توانست روزنه‌های امید به فردا را بگشاید و سرزندگی و چابکی بیشتر و پویایی و معنای ژرف‌تری به مبارزه در راه حفظ ایران و ملت آن و در راه آزادی و رفع تبعیض در کشورمان بدهد.

 

در آستانه سال نومیلادی ۲۰۱۵ / فرخنده مدرس

در ایام کریسمس و در آستانه فرارسیدن سال نو میلادی مراتب تهنیت و شادباش خود را به تک تک هم‌میهنان مسیحی خویش اعلام می‌داریم و از صمیم دل آرزو می‌کنیم و امیدواریم که این هم‌میهنانمان در درون آن «خاک مهربانان» و در سرزمین خودشان، در برگزاری مراسم، آئین‌ها و عبادات و جشن و سرور خود و خانواده‌هایشان از‌‌ همان امنیت و آزادی، برخوردار باشند که همه ایرانیان پراکنده در سرزمین‌های آزاد جهان در برگزاری جشن نوروز برخوردارند.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر

نوشته‌های جدیدتر »